87-بار گناه داستان هفتم(7)
من حتي اگر بخواهم روزي تو را فراموش کنم نميتوانم.... چون عطر جا مانده ي تنت بر پيراهنم هنوز مرا ديوانه ميکند شوريده و عاشق درست مثل روز اول فراموش کردن تو امريست محال لعنتی ...! امان از خاطراتتتتتتتتتت که همیشه مثل فیلم از جلوی چشمانم میگذرد...... رفتنت را باور ندارم هَــــنوز گـ ـآهــــے...! مَــــرآ بـ ـه جــــآن تـ ـو قَـــــسَم مـ ـے دَهَـــــند ببـــــین تَـــــنهـ ـآ مَـــن نیســـتَم کــــ ه رَفتَــــــنَت رآ بــآوَر نمـــــــے کُـــنَم...! ای کاااااااش زمان فقط اندکی به عقب برمیگشت........ برای بار هزارم خودمو تو آینه نگاه...
نویسنده :
💚رستا💙
0:40




